💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

جمعه 14 شهریور 1393

کم بودیم


 

گفتني ها كم نيست، من و تو كم بوديم


خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم


گفتني ها كم نيست ، من و تو كم گفتيم


مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم


ديدني ها كم نيست ، من و تو كم ديديم


بي سبب از پائيز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم


چيدني ها كم نيست ، من و تو كم چيديم


وقت گل دادن عشق روي دارقالي بي سبب حتي پرتاب گل سرخي را ترسيديم


خواندني ها كم نيست ، من و تو كم خوانديم


من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد با دهاني بسته وامانديم


من و تو كم بوديم ، من و تو اما در ميدانها اينك اندازه ما مي خوانيم


ما به اندازه ما ميبينيم ، ما به اندازه ما ميچينيم


ما به اندازه ما مي گوييم ، ما به اندازه ما مي روئيم


من و تو كم نه ، كه بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم


من و تو كم نه و درهم نه ، كه مي بايد با هم باشيم


من و تو حق داريم در شب اين جنبش ، نبض آدم باشيم


من و تو حق داريم كه به اندازه ما هم شده با هم باشيم