💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

پنج‌شنبه 26 فروردین 1395

سردار شوشتری

 

دیروز از هر چه بود گذشتیم . . . امروز از هر چه بودیم گذشتیم

آنجا پشت خاکریز بودیم . . . اینجا در پناه میز

دیروز دنبال گمنامی بودیم . . . امروز مواظبیم ناممان گم نشود

جبهه بوی ایمان میداد . . . اینجا ایمانِ مان بو میدهد

آنجا روی درب اُتاقِ مان مینوشتیم

               یا حسین فرماندهی از آن توست

اینجا مینویسیم

بدون هماهنگی وارد نشوید

 

 





پنج‌شنبه 26 فروردین 1395

F.E.N

 

FAIL : first attempt in learning

END : effort never dies

NO : next opportunity

 





پنج‌شنبه 26 فروردین 1395

post

 

مخم خالیه           حالم عالیه

زیرم قالیه         عجب حالیه

گوشه ولو             پاها جلو

سیگار دستم             دَرَم بستم

چِتَم مستم             نگام خیره

چشام تیره                    دلم پیره

مخم گیره                 اتاق دودی

کاشکی بودی

 





پنج‌شنبه 26 فروردین 1395

سلام

 

 سلام ب همگی

من بعد از یک خدمت طولانی و سخت برگشتم

ان شالله ازین ب بعد مطالب خوبی را ب اشتراک بذارم

 





پنج‌شنبه 12 آذر 1394

کودکان ما


آن زمانی ک کودکان مان

دیگر نمیپرسند از کجا آمده اند

و نمیگویند ب کجا میروند

آنها بزرگ شده اند

 





سه‌شنبه 10 آذر 1394

ارزش های من

 

اگه یک نفر ازت پرسید چقد دوسم داری؟

نگو بینهایت

بگو اندازه ای ک هستی .


اگه پرسید تا کی دوسم داری؟

نگو تا ابد

بگو تا وقتی هستی


اگه پرسید چقد بهم اعتماد داری؟

نگو اندازه چشام

بگو ب اندازه ای ک بهم اطمینان میدی


تا بدونه

تا وقتی با ارزشه ک

ب ارزشات احترام بداره

 

 





سه‌شنبه 02 دی 1393

سربازم

 

سلام

فردا میرم سربازی

تا خیلی وقت دیگه نیستم

خوبی بدی دیدین حلال کنین

 





پنج‌شنبه 29 آبان 1393

ما یا اونا ؟

این متن ی کم طولانیه خواهش میکنم حتما بخونیدش خواهش میکنم

می ارزه

 

زحمت این نوشتارُ آقای امیر گودرزی کشیدن ک واقعا دست مریزاد داره ... بخونیدا

 

 

پرده اول:

هنوز تاکسی بعدی نرسیده ک یک ماشین مدل بالا از جلو چشممان رد میشود. هنوز ماشین ب انتهای خیابان نرسیده ک زیرلب ب راننده اش بدوبیراه میگوییم، چرا؟

 

" چون او از نظر من مالِ مردم خور است "

چندلحظه بعد تاکسی میرسد یک پیکان قراضه ک موقع حرکت مثل کلاغ سنگ خورده قارقار میکند. برای راننده پشت چشم هم نازک میکنم و بعداز سوارشدن بااینکه همسن پدر من است ب او سلام نمیکنم، چرا؟

 

" چون او از نظر من گداگشنه است "

کلا از نظر من آدمها دو دسته اند؛ یا از من پولدارترند ک بهشان مال مردم خور میگویم یا بی پول ترازمن هستند ک بهشان گداگشنه میگویم.

مردمی را ک در صف ایستاده اند زیرنظر میگیرم یا از من بزرگترند ک بهشان میگویم " گنده " یا از من کوچکترند ک بهشان میگویم " فسقلی ".

 

پرده دوم:

وقتی ب محل کار میرسم بیشتر همکارانم مشغول کارند. حالم از آنهایی ک زودتر از من می آیند بهم میخورد. کارم را شروع میکنم چند نفر دیگر هم ک در ترافیک مانده بودند می آیند از اینها هم خوشم نمی آید، چرا؟

 

" چون اگر کسی بهتر از من کار کند بهش میگم تراکتور یا خودشیرین . اگر کمتر از من کار کند تنبل است.

 

پرده سوم:

در چشم برهم زدنی ظهر میشود و باید برم ناهار. سکوت حاکم در اداره موقع ناهار میشکند و هرکسی با همکارش دردل میکند، من اینجا یکی یکی آدمها را نگاه میکنم ک هرکس چقدر غذا میخورد.

 

" اگر بیشتر از من بخورند پُرخور و شکم پرست هستند و اگر کمتر از من بخورند خسیس هستند "

 

پرده چهارم:

همکار میز کناری ام ناهارش تمام میشود و همینطور ب حرف زدن ادامه میدهد انگار از هیچ چیزی نگران نیست و آمده مهمانی.

 

" آدمها یا از من بیخیالتر هستند ک بهشان میگویم پَپَه . یا از من هوشیارتر هستند ک بهشان میگویم قالتاق "

ب حرفهای آدمهای میز پشتی گوش میدهم، در دلم ب استدلال هایشان درباب اوضاع خاورمیانه میخندم. وقتی از اقتصاد حرف میزنند نمیتوانم جلوی خنده ام را بگیرم، اینها ساده لوح هستند.

 

" ب افرادی ک از من ساده تر هستند میگم هالو . افرادی هم هستند ک حواسشان ب همه چیز هست، نگاه تیزبینی دارند و پرتُ پَلا از آنها نمیشنوی ، ب اینها هم میگویم هفت خط "

 

پرده پنجم:

ساعت کاری تمام شد و سرراه میرم خرید. نگاهم را ب سبد خرید مشتری ها دوخته ام .

" ب آنهایی ک سبد خریدشان از من پُرتر است ولخرج میگم و آنهایی ک سبدشان خالیتر از من است را خسیس میگم "

ب این فکر میکنم ک چرا همه خسیس هستند یا ولخرج و کسی را نمیبینم ک باندازه من خرید کرده باشد. بحال همه تاسف میخورم.

در صف فروشگاه اینقدر سراسیمه هستم ک مرد جوانی نوبتش را ب من میدهد، تشکر میکنم ولی در دلم فکر میکنم ک او چاپلوسی میکند. در اداره هم از این آدمها زیاد داریم.

 

" آنهایی ک از من مردم دار تر هستند بنظرم بوقلون صفت هستند و آنهایی ک کمتر از من با مردم راه بیایند از نظر من بی شک خودخواهند "

در راه خانه هم همه را زیرنظر دارم

 

" اینها یا از من شجاع ترند ک من بهشان بی کله میگم یا محتاط تر ک بهشان ترسو میگم "

 

بی پرده

بازهم باید در صف تاکسی بایستم باهمین افرادی ک از نظر من هالو، ولخرج، قالتاق، مال مردم خور، تنبل یا گداگشنه هستند.

نمیدانم چرا هیچکس مثل من نیست

اطرافم پُر است از آدمهایی ک در صفت های مختلف یا از من بیشترند یا کمتر و من برای هرکدام اسمی گذاشته ام

 

" چون معیار همه چیز من هستم نه حقیقت "

 

 





پنج‌شنبه 29 آبان 1393

دوست واقعی

اول از خانم راضیه خویینی بابت برگردان این متن ازشون ممنونم.

 

میخواهید دوست واقعی داشته باشید؟

این چند راهکار را بی شک انجام دهید.

 

1. اگر دوستان همدل ندارید، ایراد از شماست

 

2. شنونده خوبی باشید

 

3. خوبی های دوستانتان را بیادشن بیاورید و از آنها سپاسگزاری کنید

 

4. همیشه برای دوستانتان پیشنهادهایی داشته باشید

 

5. ب دوستانتان نشان دهید ک برایتان مهم هستند

 

6. ب دوستانتان هدیه دهید

 

7. از اندوه دوست خود ساده نگذرید

 

8. با دوستانِ دوستتان هم دوستی کنید

 

9. ب دوستانتان اجازه نفس کشیدن دهید

 

10. در دوستی رازدار و قابل اعتماد باشید

 

 

 





شنبه 10 آبان 1393

ن ج ا ب ت ؟


دخترِ خط سینه‌اش معلومِ

 

نافش بیرونِ

 

رنگ شُرتش با وضوح HD مشخصِ

 

هرروز ی عکس میذاره

 

فقط اسم واقعیشُ نمیگه

 

یعنی

 

نجابتش منُ ب گاه داده