💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

دوشنبه 07 مهر 1393

شهیر دزدی

اخیرا دغدغه های جدیدی ب سمت ایرانِ عزیزمان روانه شده است،

انرژی هسته ای ؟ نه

تحریم ؟ نه

امروز همه هرکاری میکنن تا چیزی ب اسم "ایران" وجود نداشته باشه.

خرمای فرانسوی وارد کشور شده که گفته میشه بزودی قطب های تولید خرما در ایران ب فنا میروند.

خرما ک اومد فردا مولویِ ترک، خیامِ کویتی و رودکی تاجیک اگر ب گوشتان خورد ناراحت نشید ی وقت.

کار ب جایی رسیده ک هرکسی ادعای مالکیت روی میراث ما میکنه.

آذربایجان بقدری پاشُ از گلیمش دراز کرده ک خلیل یوسفلی، رئیس مرکز نظامی گنجوی وابسته ب آکادمی ملی علوم آذربایجان،

بااعتماد بنفس تموم گفته: " نظامی گنجوی، نماینده ادبیات جمهوری آذربایجان است."

حالا 1 لیست آوردم ک همسایگانی ک تا همین 100 سال پیش تحت سلطه ما بودن مشاهیر مارو متعلق ب خودشان میدونن:

رودکی:تاجیکستان

ابوعلی  سینا:  تاجیکستان، امارات و ترکیه

 

ابوسعید ابوالخیر: ترکمنستان

 

خیام: کویت

 

مانی نقاش: عراق

 

مولانا: افغانستان، سوریه و ترکیه ک خیلی جدی داره از طریق "یونسکو" این دزدی رو دنبال میکنه

 

فارابی: قزاقستان

 

ملانصرالدین: افغانستان، پاکستان، هندوستان و بوسنی

 

سیدجمال الدین اسدآبادی: افغانستان

 

پوریای ولی: افغانستان

 

شهرزاد قصه گو: عرب سوسمارخور

 

خواجه نصیرالدین طوسی: عرب سوسمارخور

 

ابوریحان بیرونی: ترکیه

 

 

بنظرتون این ادعاها میتونه ب سادگی ب واقعیت تبدیل شه؟

متاسفانه بله، کمیته ملی یونسکو با ارائه مستنداتی اعم از محل تولد یا وفاتِ فردِ شهیرِ موردنظر باضافه آثاری از او ب زبانِ کشورِ مدعی، بسادگی تغییر هویت یک شهیر رو تایید میکنه.

 

 





سه‌شنبه 01 مهر 1393

من شرمنده ام

سلام

راستش

چندتا مقاله سنگین دستم هست

ک باید ترجمه کنم

ازهمین بابت فعلا میچسبم ب اونا

شاید کار منم با این ترجمه ها درست شد

 

.

.

.

مرسی ک هستین

 

 





جمعه 28 شهریور 1393

ای خدا

ی عالمه متن توپ اماده کرده بودم

متاسفانه مشکلی برا گوشیم اومد و همه از دست داده شدند.

ان شالله قبل از سربازی رفتنم ک اول آبان باشه حتما وبلاگ رو میترکونم

 





جمعه 21 شهریور 1393

بااجازه استادم

 

      من را اگر برای تنهایی ات بخواهی

                                          خـــیانت کرده ای

     

     برای با من تنها بودن

                         قدمی اگر برداری

                                         دوستم داشته ای.

 

      " سید محمد مرکبیان "





جمعه 21 شهریور 1393

با توام

 


به چشماي خودت قسم

 

ديگه بهت نمي رسم

 

وصال تو خياليه

 

واي كه دلم چه حاليه

 

يه كم برس باز به خودت

 

مي خوام بيام تولدت

 

اونوقتا اينجوري نبود

 

راهت به اين دوري نبود

 

حالا كه عاشقت شدم

 

نيستي ديگه مال خودم

 

پاييز چه فصل زرديه

 

عاشقيم چه درديه

 

مي خوام دستاتو بگيرم

 

تو بموني من بميرم

 

عاشقي ام نوبتيه

 

آخ كه چه بد عادتيه

 

من نگرانم واسه تو

 

قبله ي ديگران نشو

 

اشكم به اين زلاليه

 

دل تو از من خاليه

 

تو شدي مال ديگري

 

چه جور دلت اومد بري

 

چه امتحان خوبيه

 

دوريت عجب غروبيه

 

خاطره رو جا نذاري

 

باز من و تنها نذاري

 

اونوقتا مهمونت بودم

 

دنيا رو مديونت بودم

 

اون وقتا مجنونم بودي

 

كلي پريشونم بودي

 

تو واسه من ناز مي كني

 

ناز مي كشم باز مي كني ؟

 

اين رسمشه نيلوفرم

 

من كه ازت نمي گذرم

 

ستارمون يادت مي ياد

 

دلواپسم خيلي زياد

 

فقط تماشا مي كني

 

بعد عشق و حاشا مي كني

 

مي گي گذشت گذشته ها

 

چه راحتن فرشته ها

 

نمي موني من مي مونم

 

ميري يه روزي مي دونم

 

اولا مهربونترن

 

اونايي كه همسفرن

 

اشك منم كه جاريه

 

نگه دار يادگاريه

 

مي سپرمت دست خدا

 

يه كم دوستم داشتي بيا




جمعه 14 شهریور 1393

درس

 

 

يه کلاغ روي يه درخت نشسته بود و تمام روز بيکار بود و هيچ کاري نمي کرد...

يه خرگوش از کلاغ پرسيد: منم مي تونم مثل تو تمام روز بيکار بشينم و هيچ کاري نکنم؟

کلاغ جواب داد: البته که مي توني!...

خرگوش روي زمين کنار درخت نشست و مشغول استراحت شد...

يهو روباه پريد خرگوش رو گرفت و خورد

 

نتيجه اخلاقي: براي اينکه بيکار بشيني و هيچ کاري نکني ، بايد اون بالا بالاها نشسته باشي

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 





جمعه 14 شهریور 1393

آقای لارسن


 

 

 

 

 

 

جفري اچ لارسن كارشناس مسايل خانواده مي نويسد

طي پنج سال گذشته به بررسي و مرور نتايج سالها تحقيق درباره عواملي پرداخته ام كه به تشكيل يك زندگي مشترك رضايت بخش و استوار مي انجامد. اين بازخواني نشان مي دهد كه ويژگي هاي شخصيتي خاصي وجود دارند كه مي توان آن ها را قبل از ازدواج شناسايي كرد و از طريق آن ناموفق بودن يك ازدواج را پيش بيني نمود

حالا بايد ببينيم اين خصوصيات چه هستند و چه افرادي در فهرست «كساني كه نبايد با آن ها ازدواج كرد» قرا مي گيرند

تحقيقات نشان داده است كه اگر شخصي بيش از حد افسرده، كمرو، مضطرب، متخاصم، تكانشي (كسي كه بدون فكر كردن عمل مي كند) و يا در برابر فشارهاي روحي آسيب پذير باشد، براي ازدواج شخص مناسبي به نظر نمي رسد، ضمن اين كه در چنين مواردي اين فرد بايد روان درماني شود

.

در فهرست زير به چند موقعيت و چند نوع از افرادي كه داراي ويژگي هاي نه چندان مثبت هستند، اشاره شده است و البته بهترين توصيه در چنين شرايطي، ازدواج نكردن است

.

.

اگر يكي از شما به طور خستگي ناپذيري چنين سوالاتي را مطرح مي كند: «مطمئني كه دوستم داري؟» يا «واقعاً برايت اهميت دارم

.

اگر زماني كه با هم هستيد بيشتر وقت شما به جر و بحث و مخالفت مي گذرد

.

اگر با وجود اين كه زمان بسياري را با هم مي گذرانيد، واقعاً يكديگر را به عنوان يك فرد نمي شناسيد يا با افكار يكديگر ارتباط برقرار نمي كنيد

.

اگر با پدر و مادر خود رابطه خوبي نداريد و همسر آينده شما «درست شبيه» اين والد نامطلوب شما است

.

اگر دليل ازدواج شما، يافتن كسي است كه برايتان «مادري» يا «پدري» كند

.

اگر احساس مي كنيد كه تصميم به ازدواج از طرف پدر يا مادر همسر آينده تان به شما تحميل شده است

.

اگر مدام جملاتي مانند اين در سرتان مي چرخد: «شايد همه چيز بعد از ازدواج درست شود

.

اگر فرد مورد نظرتان مي خواهد كه همه دوستان قديمي خود را ترك كنيد و يك زندگي اجتماعي تازه برپا كنيد

.

اگر او همه تصميم هاي مهم در رابطه با شما را به تنهايي اتخاذ مي كند و شما از اين كار او بسيار ناخشنوديد

.

اگر او بارها «از كوره در مي رود» و در كنترل خلق و خوي خود ناموفق است

.

اگر احساس مي كنيد براي ازدواج، توسط فرد مورد نظرتان تحت فشار قرار گرفته ايد

.

اگر اين فرد شما را از نظر روحي و عاطفي آزار مي دهد

.

.

.

در نهايت سه توصيه براي شما دارم كه مي توانند در جلوگيري از ازدواج با چنين ويژگي هايي مفيد باشند

بياموزيد كه اين ويژگي ها را در خود و ديگران تشخيص دهيد و تا حد امكان قبل از ازدواج، درپي درمان آن باشيد. به خاطر داشته باشيد كه ازدواج مشكلات شخصيتي را حل نمي كند كه هيچ، در بسياري از موارد آن ها را شديدتر هم مي كند

در سن پايين ازدواج نكنيد

قبل از ازدواج به خوبي با شخص مورد نظر خود آشنا شويد

 





جمعه 14 شهریور 1393

کم بودیم


 

گفتني ها كم نيست، من و تو كم بوديم


خشك و پژمرده و تا روي زمين خم بوديم


گفتني ها كم نيست ، من و تو كم گفتيم


مثل هذيان دم مرگ از آغاز چنين درهم و برهم گفتيم


ديدني ها كم نيست ، من و تو كم ديديم


بي سبب از پائيز جاي ميلاد اقاقي ها را پرسيديم


چيدني ها كم نيست ، من و تو كم چيديم


وقت گل دادن عشق روي دارقالي بي سبب حتي پرتاب گل سرخي را ترسيديم


خواندني ها كم نيست ، من و تو كم خوانديم


من و تو ساده ترين شكل سرودن را در معبر باد با دهاني بسته وامانديم


من و تو كم بوديم ، من و تو اما در ميدانها اينك اندازه ما مي خوانيم


ما به اندازه ما ميبينيم ، ما به اندازه ما ميچينيم


ما به اندازه ما مي گوييم ، ما به اندازه ما مي روئيم


من و تو كم نه ، كه بايد شب بي رحم و گل مريم و بيداري شبنم باشيم


من و تو كم نه و درهم نه ، كه مي بايد با هم باشيم


من و تو حق داريم در شب اين جنبش ، نبض آدم باشيم


من و تو حق داريم كه به اندازه ما هم شده با هم باشيم






جمعه 14 شهریور 1393

پس چرا


اگر خورشيد هر شب غروب مي كنه و فرداش دوباره طلوع ميكنه

 

اگرگلها پژمرده ميشن و لي دوباره غنچه ميكنن

 

اگر عميق ترين زخم ها دوباره التبام پيدا ميكنن

 

اگر بزرگتربن رنج ها فراموش ميشن

 

چرا بايد از زندگي ترسيد ؟

 


البته كه من بعضاُ پژمرده ميشم بعضاّ شكوفا ميشم

 

البته كه اين سو و آنسو ميرم ولي بالاخره پرواز ميكنم

 

البته كه بعضاّ با سرعت حركت ميكنم بعضاّ مي ايستم

 

البته كه بعضاّ حرف ميزنم بعضاّ ساكت ميشم

 


به بي پايان بودن يك موقعيت اعتقاد ندارم

 

البته كه اگر امروز گريه ميكنم فردا خواهم ختديد

 

البته كه در ابتدا خواهم رفت و لي برخواهم گشت

 

 

 





سه‌شنبه 11 شهریور 1393

نامه عمر ب یزدگرد سوم ساسانی و پاسخ یزدگرد شاه


.
نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجاميد.



نامه عمر به يزدگرد سوم

 

از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند و ملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.
شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.
از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند، بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.
الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.
با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهی برای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بعمنی کودن و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر خلیفه مسلمین عمربن الخطاب

 

 

 

 

پاسخ یزدگرد به عمر


از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها، شاه پارسیان و نژادهای دیگر از جمله عربها، شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانی به عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنی سگ شکاری
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، الله اکبر، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و مزخرف گو و سرگردان در بیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
مردک، تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما داشتیم مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو داشتند سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا هیچ ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید، به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نور خورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیم و این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد.
خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر روی آن گذارده اید. اما ما و شما در یک سطح و مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق را در میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است که فرهنگ پيش رفته خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به نام الله به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را به نام الله انجام می دهید. چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابان گردهای وحشی می خواهید به ملت متمدنی مثل ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد داده ای؟ چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس ... که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همان خدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیر باید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد.
من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید. آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ، به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.
این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ما تجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند، به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.
آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ، آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانه مجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که با الله اکبرت در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن ما نزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.


یزدگرد سوم ساسانی


روح آن شاه بزرگ و دیگر پادشاهان این کشور ک بر خاکِ ایران نیک زیستند و ب نیکی زیستن دعوت نمودند شاد باشد.