💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

جمعه 14 خرداد 1395

جمله هایی ک باید بیاد داشت

 

 

هرگز ب کسی اجازه نده بهت بگه نمیتونی کاری انجام بدی، تو رویایی داری، باید ازش محافظت کنی. آدم‌هایی ک خودشون نمیتونن کاری کنن میخوان ب تو هم بگن نمیتونی. اگر چیزی میخوای برو بدستش بیار.

مردان بزرگ، بزرگ زاده نمیشوند. بزرگ رشد میکنند.

 

بعضی آدم‌ها ب خودشان باور ندارندتااینکه اول یکی دیگه آنها را باور میکند.

 

مهم اینِ ک چقدر محکم میتونی از زندگی ضربه بخوری و ب مسیرت ادامه بدی.

 

میتونی از گذشته فرار کنی یا از آن درس بگیری

 

انجام دادن یا ندادن مسئله تلاش نکردن است

 

عمر بسیار سریع میگذرد اگر هر از گاهی یکبار نایستی و باطراف نگاه نکنی آن را از دست میدهی.

 

مرد آن است ک در کشاکش دهر سنگ زیرین آسیا باشد

 

 





جمعه 14 خرداد 1395

یا حکیم

 

 

حکیم را گفتند: علم بهتر است یا ثروت؟

حکیم بی‌درنگ شمشیر از میان برون آورد و مرید بخت‌برگشته را ب 3 پاره نامساوی تقسیم کرد و گفت:

سال‌هاست ک هیچ کس بین دوراهی علم و ثروت گیر نمیکند

مریدان درحالیکه همچون خایهِ حلاج میلرزیدند گفتند ای حکیم ما را دلیلی عیان ساز تا جان فدا کنیم

حکیم گفت:

در جوانی مرا دوستی بود ک باهم ب مکتب میرفتیم

دوستم تَرکِ‌تحصیل کرد من معلم مکتب شدم

حالا

او پورشه دارد من پوشه

او اوراق مشارکت دارد من اوراق امتحانی

او عینک آفتابی من عینم ته استکانی

او بیمه زندگانی من بیمه خدمات درمانی

او سکه و ارز من سکته و قرض

سخن حکیم ک بدین‌جا رسید مریدان نعره زدند و راهی کلاس‌های آموزش اختلاس گشتندی

 

 





جمعه 14 خرداد 1395

سلامتی

 

ی سلامتیِ متفاوت میزنیم چون تکراری نیست

سلامتی ی پسری

اونایی ک تو فکر میکنی خسته نشدن

اونایی ک ب ی تیکه آهن فروخته شدن

وقتی پول تو جیبِشون نبود بهشون محل سگ هم ندادن

اونایی ک از بیکاری از بی‌پولی تفریحشون ی دونه سیگارِ بعضی وقتام مشروب با ترسُ لرز

رو هر کی دست گذاشتن یا یه بچه مایه‌دار ازش گرفتنش یا یکی اومد از گذشته ننگین طرف براش گفت

این پسرا بدجور کم آوردن

اما غرور مردونشون بهشون اجازه نمیده بیان جار بزنن

همیشه هم آدم بدِه میشن

گاهی باید گفت میم مثل مَرد

 





جمعه 14 خرداد 1395

مردونگی

 

ی دختر نوشته:

من ی مخاطب خاص دارم

یکی ک مردونگیش آدمُ دیوونه میکنه

کسی ک وقتی حرف زد نباید جُز چَشم چیزی بشنوه

عاشقِ عاشقانه‌هاشم

عاشقِ غیرتی شدنشم

وقتی ک ازم حساب میخواد

من عاشق موقعی‌ام ک وقتی میگه نه یعنی نه ، با لوس بازیَم نظرش عوض نمیشه

عاشق کسی شدم ک وجودش ب زندگیم آرامش میده

کسی ک حتی اگه باهم قهر باشیم میدونم کسی جامُ نمیگیره

کسی ک همیشه مثل کوه پُشتمِ

عاشق کسی شدم ک ی تار موشُ ب دنیا نمیدم

 





جمعه 14 خرداد 1395

ت

 

 روی یک کاغذ بی‌خط

حرفای خسته ب نوبت

روی سرزمین نامرد

حرف "ت" کرده قیامت

ت مثل تو مثل تردید

ت مثل آخر طاقت

مثل تنهایی مثل تب

مثل آخر خیانت

عزیزم نقطه ته خط

برو با خیال راحت

 





جمعه 14 خرداد 1395

نسلِ حال بهم زن

 

نسلی ک یا پی سکس‌اند یا افسرده از تعدد عشق

نسلی ک ب شوخی مادران یکدیگر را مورد عنایت قرار میدهند

نسلی ک میگوید سوخته اما آتش شهوتش همه را خاکستر کرده

نسلی ک دخترانش ب اسم باجنبه بودن جُک‌های ... میفرستند و لایک میکندد

نسلی ک با پول، تَن میفروشد و میخرد

نسل دوستی‌های یواشکی ، دور از چشمِ عشقشان در پی‌وی

نسلی ک متاهل ، اصلِ خود را مجرد میدهد و مجرد از بودن با متاهل هیچ عبایی ندارد

نسلی ک زنان متاهل در چَت، دل و قلوه میدهند  و تا خود را در بسترِ دیگری نبینند، خود را پاک میپندارند

نسلی حال‌بهم‌زن ک از زندگی فقط بازوهای بادکرده و ساپورتِ تنگ  و هم‌آغوشی‌های یواشکی را درک کرده

 





جمعه 14 خرداد 1395

گناهِ تو

 

دلی ک بُردی

احساسی ک پژمردی

دستانی ک گرفتی

نان و نمکی ک خوردی

همه حلالت باشد

جُز

لرزه دلم در اولین بوسه

حرامت باشد

 

لحظه‌ای ک مرا ب گناه عادت دادی و رفتی

 





جمعه 14 خرداد 1395

ی مردایی...

 

 

پسر ک دل ببنده

حسود میشه

غیرتی میشه

تُند میشه

خشن میشه

بداخلاق میشه

بچه میشه

گیر میده

چون تعصب داره

چون مَردِ

سخت‌تر میشه از سنگ

دلش میشه دریا

غرورش میشه آسمون

نازکتر میشه از گُل

حِسِش میشه خورشید

میجنگِ تا بدستت بیاره

اما وقتی بدستت آورد

میشی  ناموسش

ازش ثروتشُ بگیر

ازش غرورشُ بگیر

ازش هوسشُ بگیر

اصلا همه دنیاشُ بگیر

اما ناموسشُ نگیر

ک ب خاک سیاه میشینه

بی‌صدا گریه میکنه آروم هق‌هق میکنه

جوری ک فقط خودشُ خدا میشنون

 

همونایی میشن ک ثابت میکنن هنوز مَرد وجود داره

 





جمعه 14 خرداد 1395

بهانه

 

میخواهی بروی؟

بهانه میخواهی؟

من آن بهانه را دستت میدهم

برو و هرکس ک پرسید چرا؟

بگو

لجوج بود سرسختانه عاشقم بود

بگو فریاد میکرد، همه‌جا فریاد میکرد ک فقط مرا میخواهد

بگو دروغ میگفت

میگفت هرگز ناراحتم نکردی

بگو درگیر بود

همیشه درگیر افسون نگاهم بود

بگو بی‌احساس بود

ب همه فریادها، توهین‌ها و اخم‌هایم فقط لبخند میزد

بگو او نخواست

 

نخواست کسی جز من در دلش خانه کند

 





جمعه 14 خرداد 1395

مطالب ضروری3

  

دکتر نیستم

اما برایت 10 دقیقه راه رفتن روی جدول کنارخیابان را تجویز میکنم تا بفهمی عاقل بودن خوب است

دیوانگی قشنگ‌تر است

برایت لبخند زدن ب کودکان وسط خیابان را تجویز میکنم تا بفهمی هنوز هم میشود بی‌منت محبت کرد

ب تو پیشنهاد میکنم گاهی بلند بخندی، هرکجا ک هستی، یک نفر همیشه منتظر خنده‌های توست

دکتر نیستم

اما ب تو پیشنهاد میکنم ک شاد باشی

خورشید هر روز صبح بخاطر زنده بودن من و تو طلوع میکند

هرگز منتظر فردای خیالی نباش، سَهمَت را از "شادی زندگی" همین امروز بگیر

فراموش نکن "مقصد" همیشه جایی در "انتهای مسیر" نیست

 

"مقصد" لذت بردن از قدم‌هاییست ک برمیداریم

-----------------------------------------------------------------------------------

چای‌ات را بنوش

نگران فردا مباش

از گندم‌زارِ من و تو مُشتی کاه میماند برای بادها

 

نیما یوشیج

-----------------------------------------------

بیزار باش از معشوقی ک

اسم هرزگی‌هایش را آزادی میگذارد

اسم نگرانی‌هایت را گیر دادن میگذارد

برای بی‌تفاوتی‌هایش اعتماد داشتن ب تو را بهانه میکند

 

بیزار باش