ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید


شنبه 22 تیر 1392

ما مانده ایم

 

 

 

 

می گویند آخر شاهنامه خوش است خواندیم،آخرش تلخ بود می گویند جوجه را آخر پاییز میشمارند شمردیم،جوجه ای نمانده بود می گویند خنده بر هر درد بی درمان دواست دردمان را دزمان نکرد،نوش دارویش هم زهر شد حالا ما ما مانده ایم به عزای شادی از دست رفته و شدیم عبرت مردمان شهر گناه هر چه گفتند زیبا بود اما مرهم دردمان نشد درد از زخم دیگری زبانه میکشد نشان به آن نشانه که رد پاهایم خونین بود