ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید


جمعه 26 مهر 1392

خدااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

گفتم: واقعا داري ميري؟ گفت: آره... گفتم: منم بيام؟ گفت: جايي که من ميرم جاي2 نفره نه 3نفر! گفتم: برمي‌گردي؟ فقط خنديد… اشک توي چشمام حلقه زد، سرمو پايين انداختم، دستشو زير چونم گذاشت و سرمو بالا آورد گفت: تو کجا ميري؟ ...گفتم: ميرم بالاخره يه جايي... گفت: تنها نريا، يکيو با خودت ببر...! گفتم: جايي که من ميرم جاي 1 نفره نه 2 نفر! گفت: برمي‌گردي؟ گفتم: جايي که ميرم راه برگشت نداره! من رفتم اونم رفت... ولي اون مدتهاست که برگشته و با اشک چشماش ...خاک مزارمو شستشو ميده.....