💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران

Warning: Unknown: write failed: No space left on device (28) in Unknown on line 0

Warning: Unknown: Failed to write session data (files). Please verify that the current setting of session.save_path is correct (/var/customers/tmp/loxblog/) in Unknown on line 0

جمعه 05 مهر 1392

فقط بخوان

 

 

هر چه انسان تر باشیم زخمها عمیق تر خواهند بود..هر چه بیشتر دوست بداریم بیشتر

 

غصه خواهیم داشت..بیشتر فراق خواهیم کشید.. و تنهایی هایمان بیشتر خواهد شد..

 

شادی ها لحظه ای و گذرا هستند..شاید خاطرات بعضی از انها تا ابد در یاد بماند ..اما رنج ها

 

داستانش فرق میکند.. تا عمق وجود ادم رخنه میکند.. و ما هر روز با انها زندگی میکنیم..

 

انگار که این خاصیت "انسان" بودن است...

 




جمعه 05 مهر 1392

منوچهری دامغانی

 

خیزید و خز آرید که هنگام خزان است
باد خنک از جانب خوارزم وزان است

آن برگ رزان بین که بر آن شاخ رزان است
گویی به مثل پیرهن رنگ رزان است

دهقان به تعجب سر انگشت گزان است
کاندر چمن و باغ نه گل ماند و نه گلنار

دهقان به سحرگاهان کز خانه بیاید
نه هیچ بیارامد و نه هیچ بپاید

نزدیک رز آید در رز را بگشاید
تا دختر رز را چه به کارست و چه شاید

یک دختر دوشیزه بدو رخ ننماید
الا همه آبستن و الا همه بیمار

دهقان چو درآید و فراوان نگردشان
تیغی بکشد تیز و گلو باز بردشان

وانگه به تبنگوی کش اندر سپردشان
ورزانکه نگنجند بدو درفشردشان

بر پشت نهدشان و سوی خانه بردشان
وز پشت فرو گیرد و برهم نهد انبار

آنگه به یکی چرخشت اندر فکندشان
بر پشت لگد بیست هزاران بزندشان

رگها ببردشان ستخوانها شکندشان
پشت و سر و پهلوی به هم درشکندشان

از بند شبانروزی بیرون نهلدشان
تا خون برود از تنشان پاک به یکبار

آنگاه بیارد رگشان و ستخوانشان
جایی فکند دور و نگردد نگرانشان

خونشان همه بردارد و بردارد جانشان
وندر فکند باز به زندان گرانشان

سه ماه شمرده نبرد نام و نشانشان
داند که بدان خون نبود مرد گرفتار

یک روز سبک خیزد شاد و خوش و خندان
پیش آید و بردارد مهر از در زندان

چون در نگرد باز به زندانی و زندان
صد شمع و چراغ اوفتدش بر لب و دندان

گل بیند چندان و سمن بیند چندان
چندانکه به گلزار ندیده است و سمن زار






پنج‌شنبه 04 مهر 1392

شوخی با دوستان شیرازی

طرف میبینه یه عده ای شیرازی نشستن هی میگن 13-15-19و...و میخندن میره جلو از یکیشون میپرسه اینا واسه چی میخندن؟

جواب میده که چون ما شیرازی ها حوصلمون نمیشه جک تعریف کنیم اونا رو شماره گذاری کردیم فقط شمارشو میگیم به جای اینکه تعریف کنیم.

بعد میگه شما هم حالا یه شماره بگو تا بخندن میگه 268 میبینه یکی از خنده به خودش میپیچه یکی با سر میره تو درو دیوار یکی داره ضعف میکنه یکی جفت پا میره تو پنجره میگه چرا این همه میخندن ؟میگه آخه تا حالا این جکو نشنیده بودن




پنج‌شنبه 04 مهر 1392

نمیدانم

فکر میکنم انگار کسی نیس منم و انتظار فرشته ی مرگ

نمیدانم.دیگران تنهایم گذاشته اند یامن مشتاق مرگ ک دیگران

را نمیبینم!!!!واقعا کدام




چهارشنبه 03 مهر 1392

خدایا

خدایا!امشب را یک فنجان قهوه ی تلخ میهمانم باش دیگر وقتش رسیده طعم دنیایت را خودت هم بچشی....!!!




چهارشنبه 03 مهر 1392

post

ما رسم دوستی امان مثل نان نیست!که گرمش در سفره باشد و سردش سهم نمکی!چه گرمای حضورتان چه سرمای نبودنتان باشد همیشه به یادتان هستم.




جمعه 29 شهریور 1392

هندزفری

 

بعضی ها مثل هندزفری ان

 

هارت و پورتشون واسه ماست

 

وگرنه جلو بقیه صدای " پشه " هم نمیدن

 




جمعه 29 شهریور 1392

جات خالیه

 

 

حجم خالی تو را حجم هیچکس پر نمی کندـ

 

باز هم بگو دوستان به جای ما

 

 




جمعه 29 شهریور 1392

بعضی های ...

 

ممنون از آرام

 

به بعضی ها باید گفت :

یکی از شرایط ناز کردن ، ناز بودنه !!!

 

به بعضی ها باید گفت:

 

اینقدر کــﮧ برای “خـــر” کردن من سـعے کـردے،بـراے خـودتـــــ وقتــــ میگذاشتے حتمــا “آدمــــــ” میشدے !

 

 

به بعضی ها باید گفت:

 

من خودمم،شبیه هیچکس نیستم.اگه میخوای مثل بقیه باشم،بقیه هستن...

 

به بعضی ها باید گفت:

 

وحشت کـن وقتی پیشنهاد دوستی ها زیــــاد می شود!حسی می گوید حواست باشد،مرز خوب بودن و هرزگی بسیـار باریکـــــ است!

 

به بعضی ها باید گفت:

 

اگــه هیچی بـه روت نمیارم،فـکــــر نکن نفهمم،ارزشش رو نــداری...!

 

به بعضی ها باید گفت:

 

هر وقت در فریب دادن کسی موفق شدی،به این فکر نباش که اون چقدر احمق بوده،به این فکر کن که اون چقدر به تواعتماد داشته

 

به بعضی ها باید گفت:

 

من،گذشت از بدیها،تهمت ها،اشتباهات و گذشت از اخمها،دادها،زیر آبی رفتن ها... و حتی گذشت از خیانت را خوب بلدم

 

به بعضی ها باید گفت:

 

به دنیا نیامده ای که چوب قضــــــــــاوت به دست بگیری و سر هر راه و بیراهی مردم را قضاوت کنی. تو مرکز دنیا نیستی, حتی اگر این به نظرت برسد. تو لبریز از اشتباهات و کمبود هایی هستی که دیگران را به خاطرش تحـــ...ـــــــقیر می کنی...!

 

پ.ن:

 

و خدایی ناکرده،شاید این "بعضی"ها،خود ما باشیم.....

 

پس به حساب خود برسیم،قبل از آنکه به حسابمان برسند.... چراکه:

 

انسان تنها آفریده ایست که نمیخواهد همان باشد که هست و درعین حال میخواهد تا همه تغییر کنند چون خود را بهترین میداند!!!

 



جمعه 29 شهریور 1392

PH. D

 

 

:   PH.D  

 

PASSED HIGHSCHOOL WITH DIFFICULTY