ورود کاربران

خوش آمدید! لطفا وارد حساب خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده‌اید؟
حساب کاربری ندارید؟

فراموشی رمز عبور

نام کاربری یا ایمیل خود را وارد کنید

یا

ثبت نام کاربران

در چند ثانیه حساب کاربری خود را بسازید

قبلا ثبت نام کرده‌اید؟

نظرات کاربران

دیدگاه خود را با ما در میان بگذارید


پنج‌شنبه 14 شهریور 1392

اگر میتوانستم......

 

 

امروز به تو مینگریستم و پیش از این هرگز تااین حد احساس غرور نکرده بودم.تو را دیدم در حالی که به رویاهایت
می اندیشیدی وبا صدای بلند آنها را به زبان میآوردی و دلم میخواست کاری کنم که رو یا هایت بهحقیقت بپیوندد.
شاید به این ترتیب مجبور نبودی منتظر بمانی .زیرا کاری نیست کهمن برایت انجام ندهم ،تنها اگر میتوانستم
اگر میتوانستم ،اطمینان حاصل میکردمکههرگز طعم شکست را نمیچشی،اما آنگاه از همواره پیروز شدن چه می آموختی؟
اگرمیتوانستم ،هنگام زمین خوردن دستت را میگرفتم،اما آنگاه هرگزنیروی دوباره برخواستنرا نمیشناختی.
اگر میتوانستم،تو را مستقیما به مقصد زندگیت میبردم اما آن گاههرگز وحشت گم شدن در راه را نمیشناختی.
اگر میتوانستم ،عشقی که آرزوی آن راداری،عشق زندگیت را ،برایت میافتم اما آنگاه هرگز نمیفهمیدی که لذت عشق
واقعی درمسیری است که در طی آن،عشق را می یابی
اگر میتوانستم تمام روزهای تو را آفتابیمیکردم اما آن گاه هرگز پاکی باران را نمیشناختی.
اگر میتوانستم ،تو را باگنجینه های دنیایی که در آن زندگی میکنی احاطه میکردم اما آن گاه هرگز به ارزشگنجینه های
دنیای درون خود پی نمیبردی .
اگر میتوانستم، خوشبختی را دردستانت میگذاشتم اما آن گاه هرگز یاد نمیگرفتی که رشد واقعی از تلاش برای دستیافتن
به چیزهایی می آید که در دسترس تو نیست .

اگر میتوانستم و میتوانم ،تو را تا پایان عمر و تا ابد دوست خواهم داشت

عاشق مباش ار عاقلی٬دریاب اگرصاحب دلی               باشد که نتوان یافتن٬دیگر چنین ایام را